گیتار کلاسیک چیست؟ ویژگی‌ها، تاریخچه و محدودیت‌های آن

گیتار کلاسیک را گاهی با یک ژانر موسیقی اشتباه می‌گیرند؛ گاهی هم آن را سازی محدود به قطعات آرام و بی‌کلام می‌دانند. اما این ساز را نمی‌توان با یک سبک یا حال‌وهوای خاص تعریف کرد. گیتار کلاسیک هم سازی با ساختار و ویژگی‌های مشخص است، هم بخشی از یک سنت نوازندگی و آموزشی. می‌توان با آن موسیقی دوره‌های مختلف، قطعاتی از سنت‌های مردمی و حتی آثار معاصر را اجرا کرد؛ البته نه لزوماً به همان شیوه یا با همان نتیجه‌ای که سازهای دیگر به دست می‌دهند.

در این مقاله، ابتدا می‌بینیم گیتار کلاسیک چیست و چه تفاوتی با گیتار آکوستیک، فلامنکو و الکتریک دارد. سپس به تاریخچه و رپرتوار آن می‌پردازیم و توانایی‌ها و محدودیت‌هایش را بررسی می‌کنیم؛ از اجرای چندصدایی گرفته تا همراهی با ارکستر و اجرای موسیقی ایرانی.

گیتار کلاسیک چیست؟

گیتار کلاسیکِ رایج سازی زهی با شش سیم است که معمولاً سیم‌های نایلونی یا ترکیبی از نایلون و مواد مشابه دارد. در شیوهٔ متداول نوازندگی، نوازنده سیم‌ها را با انگشتان دست راست به صدا درمی‌آورد و با انگشتان دست چپ، سیم‌ها را روی دسته می‌فشارد تا ارتفاع نت‌ها تغییر کند. این روش با مضراب‌زدن روی سیم‌های فلزی در برخی شیوه‌های دیگر گیتارنوازی تفاوت دارد، هرچند مرز میان تکنیک‌ها همیشه مطلق نیست.

گیتار امروزی حاصل دگرگونی چندسده‌ای سازهای گیتارمانند است. در قرن نوزدهم، سازندگان اسپانیایی، به‌ویژه آنتونیو دِ تورس، در تثبیت شکل و ساختار گیتار مدرن نقش مهمی داشتند. تغییر اندازهٔ بدنه، ساختمان صفحهٔ رویی و مهاربندی داخلی از عواملی بودند که در شکل‌گیری صدای ساز تأثیر گذاشتند. مهاربندی بادبزنی در بسیاری از گیتارهای کلاسیک رایج است، اما تنها الگوی ساخت نیست؛ سازندگان جدیدتر، از جمله با مهاربندی‌های شبکه‌ای، راه‌های دیگری را نیز برای تغییر پاسخ و حجم صدا آزموده‌اند.

ساختمان داخلی گیتار کلاسیک ساخته آنتونیو د تورس اسپانیایی

ساختمان داخلی گیتار کلاسیک ساخته آنتونیو د تورس اسپانیایی

اصطلاح «گیتار کلاسیک» علاوه بر نوعی ساز، معمولاً به سنتی از نوازندگی و آموزش نیز اشاره می‌کند. در این سنت، خواندن نت، کنترل کیفیت صدا، استقلال انگشتان، چندصدایی‌نوازی و آشنایی با رپرتوار مکتوب اهمیت دارند. این روش آموزشی یکی از شیوه‌های پرنفوذِ یادگیری گیتار است، اما همهٔ کاربردهای ساز را در بر نمی‌گیرد.

تفاوت گیتار کلاسیک با گیتارهای دیگر

گیتارهای مختلف از نظر ساخت، جنس سیم، رنگ صدا و کاربرد با یکدیگر فرق دارند. این تفاوت‌ها به معنی وجود مرزهای کاملاً نفوذناپذیر میان آن‌ها نیست؛ نوازندگان می‌توانند بعضی تکنیک‌ها یا رپرتوارها را میان سازها جابه‌جا کنند، اما ساز انتخابی بر رنگ صدا و شیوهٔ اجرا اثر می‌گذارد.

  • گیتار کلاسیک: معمولاً سیم نایلونی دارد و با انگشتان نواخته می‌شود. رنگ صدای آن اغلب نرم‌تر از گیتار سیم‌فلزی است، هرچند صدای هر ساز به ساخت، نوازنده و شیوهٔ اجرا بستگی دارد.
  • گیتار آکوستیک سیم‌فلزی: سیم‌های فلزی آن معمولاً صدایی درخشان‌تر و پرحجم‌تر ایجاد می‌کنند. این ساز در فولک، کانتری، پاپ و همراهی آواز کاربرد گسترده‌ای دارد.
  • گیتار فلامنکو: از نظر ظاهر به گیتار کلاسیک نزدیک است، اما در ساخت، پاسخ صوتی و شیوهٔ اجرا ویژگی‌های خاص خود را دارد. تکنیک‌هایی مانند راسگیادو، گُلپه و پیکادو بخش‌هایی از زبان اجرایی آن هستند. گیتار و موسیقی فلامنکو را نباید صرفاً گیتار کلاسیک و چند قطعهٔ اسپانیایی دانست.
  • گیتار الکتریک: برای تولید صدای معمول خود به تقویت‌کننده نیاز دارد. پیکاپ، تقویت‌کننده، افکت‌ها و تکنیک نوازنده دامنهٔ گسترده‌ای از رنگ‌های صوتی را در اختیار آن می‌گذارند؛ دامنه‌ای که با صدای گیتار کلاسیک یکسان نیست.

با وجود این تفاوت‌ها، میان گیتارهای مختلف اشتراک‌هایی هم وجود دارد. همهٔ آن‌ها معمولاً دسته و فرت دارند و بخشی از موسیقی‌ها یا تکنیک‌ها را می‌توان، با تنظیم یا تغییر شیوهٔ اجرا، روی بیش از یک نوع گیتار نواخت.

گیتار آکوستیک با سیمهای فلزی چه تفاوتی با گیتار کلاسیک یا فلامنکو دارد؟

«کلاسیک» در نام گیتار به چه معناست؟

واژهٔ «کلاسیک» در فارسی گاهی به موسیقی کلاسیک اروپایی اشاره می‌کند و گاهی در ترکیب «گیتار کلاسیک» برای مشخص‌کردن نوعی ساز و سنت نوازندگی به کار می‌رود. این دو کاربرد به هم مربوط‌اند، اما یکی نیستند.

گیتار کلاسیک می‌تواند آثاری از دوره‌های رنسانس، باروک، کلاسیک و رمانتیک، موسیقی مدرن و معاصر، فولکلور، فلامنکو، موسیقی لاتین، موسیقی فیلم و برخی قطعات پاپ یا جَز را اجرا کند. برای بعضی از این موسیقی‌ها گیتار کلاسیک انتخاب مناسبی است؛ در برخی دیگر، گیتار سیم‌فلزی یا الکتریک ممکن است بافت و رنگ صدای موردنظر را بهتر فراهم کند.

همچنین هر قطعه‌ای که روی گیتار شنیده می‌شود لزوماً برای گیتار نوشته نشده است. بخش مهمی از رپرتوار گیتار شامل تنظیم آثار سازهای دیگر است. تنظیم می‌تواند هنرمندانه و ارزشمند باشد، اما در بررسی تاریخ یک قطعه باید آن را از اثری که از ابتدا برای گیتار نوشته شده است جدا کرد.

مختصری دربارۀ گیتار کلاسیک

گیتار کلاسیک چه موسیقی‌هایی را اجرا می‌کند؟

رنسانس و باروک

بسیاری از آثار قدیمی برای لوت، ویولا دا گامبا، سازهای کلاویه‌ای یا سازهای زهی دیگر، امروزه روی گیتار کلاسیک اجرا می‌شوند. این اجراها معمولاً تنظیم یا اقتباس‌اند. انتقال یک اثر به گیتار ممکن است به تغییر کوک، حذف یا جابه‌جایی بعضی صداها و تغییراتی برای سازگارشدن با امکانات ساز نیاز داشته باشد.

آثار باخ که در برنامه‌های اجرایی با عنوان‌هایی مانند «سوئیت‌های لوت» معرفی می‌شوند، نمونه‌ای از پیچیدگی رابطهٔ میان ساز و رپرتوارند. عنوان اجرایی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که هر نسخه برای گیتار نوشته شده باشد. اجرای این آثار روی گیتار می‌تواند قانع‌کننده و زیبا باشد، اما این موضوع با اثباتِ نوشته‌شدن آن‌ها برای گیتار یکی نیست.

مجموعه سوییت‌های یوهان سباستین باخ برای ساز لوت، تنظیم شده برای گیتار کلاسیک توسط فرانک کونس

مجموعه سوییت‌های یوهان سباستین باخ برای ساز لوت، تنظیم شده برای گیتار کلاسیک توسط فرانک کونس

دورهٔ کلاسیک و رمانتیک

در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، گیتار شش‌سیمهٔ رمانتیک و نوازندگانی چون فرناندو سور و مائورو جولیانی به گسترش رپرتوار تکنوازی و کنسرتوهای گیتار کمک کردند. در «مقدمه و واریاسیون‌ها بر تمی از موتسارت»، اپوس ۹، سور یک تم را بسط می‌دهد و با دگرگون‌کردن آن توانایی گیتار را در ساختن قطعه‌ای نمایشی نشان می‌دهد.

اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم

تغییرات در ساخت گیتار، رشد آموزش سازمان‌یافته و فعالیت نوازندگان حرفه‌ای به گسترش رپرتوار این ساز کمک کردند. فرانسیسکو تارگا هم به‌عنوان آهنگساز و هم در شکل‌دادن به سنت نوازندگی و آموزش گیتار اهمیت دارد. در قرن بیستم، آهنگسازانی مانند مانوئل پونسه، هیتور ویلالوبوس، خواکین رودریگو و لئو بروور آثار مهمی به رپرتوار گیتار افزودند.

رپرتوار گیتار ویلالوبوس شامل دوازده اتود و پنج پرلود است. این آثار نشان می‌دهند که گیتار می‌تواند هم موضوع تمرین فنی جدی باشد و هم وسیله‌ای برای ساخت موسیقی مستقل. بنجامین بریتن با Nocturnal after John Dowland، اپوس ۷۰، که در سال ۱۹۶۳ برای جولیان بریم نوشت، نمونه‌ای برجسته از رپرتوار مدرن گیتار پدید آورد. اثر All in Twilight از تورو تاکه‌میتسو، نوشته‌شده در سال ۱۹۸۷، نیز در رپرتوار شناخته‌شدهٔ این ساز جای دارد.

مانوئل دِ فایا در سال ۱۹۲۰ قطعهٔ Homenaje را برای گیتار نوشت. این اثر نمونه‌ای مهم است، زیرا نشان می‌دهد آهنگسازان شناخته‌شده گیتار را فقط از راه تنظیم آثارشان وارد رپرتوار این ساز نکرده‌اند.

در سوی دیگر، Asturias از ایساک آلبنیز و برخی از رقص‌های اسپانیایی انریکه گرانادوس، در نسخه‌های گیتاری بسیار شناخته شده‌اند، درحالی‌که اصل این آثار برای پیانو نوشته شده است. ژیمنوپدی‌ها و گنوسین‌های اریک ساتی و سوناتاهای دومنیکو اسکارلاتی نیز از جمله آثاری‌اند که در تنظیم‌های گیتاری شنیده می‌شوند.

از راست انریکه گرانادوس و ایساک آلبنیز، دو آهنگساز اسپانیایی که آثارشان روی گیتار تنظیم شده است.

از راست انریکه گرانادوس و ایساک آلبنیز، دو آهنگساز اسپانیایی که آثارشان روی گیتار تنظیم شده است.

فولکلور، فلامنکو و موسیقی‌های مردم‌پسند

گیتار به‌دلیل قابلیت حمل، امکان همراهی با آواز و توانایی اجرای ملودی و آکورد، در بسیاری از سنت‌های مردمی و موسیقی‌های شهری حضور دارد. این ویژگی منحصر به یک نوع خاص از گیتار نیست. گیتار کلاسیک نیز در این زمینه‌ها به کار می‌رود، اما رنگ صدای سیم نایلونی و شیوهٔ نوازندگی آن با گیتار آکوستیک سیم‌فلزی یا الکتریک یکسان نیست.

فلامنکو سنتی مستقل با فرم‌ها، ریتم‌ها و زبان اجرایی ویژهٔ خود دارد. نزدیکی گیتار فلامنکو و گیتار کلاسیک از شباهت‌های ساختاری و بخشی از تکنیک‌ها می‌آید، نه از یکی‌بودن این دو سنت. بعضی از آهنگسازان گیتار کلاسیک اسپانیایی، از جمله فدریکو مورنو توروبا، خواکین تورینا و خواکین رودریگو، از فرهنگ موسیقایی اسپانیا و عناصر مرتبط با فلامنکو در آثارشان بهره برده‌اند.

گیتار کلاسیک و موسیقی ایرانی

گیتار می‌تواند ملودی‌ها، ریتم‌ها و فضاهای موسیقی ایرانی را اجرا کند، اما گیتار معمول شش‌سیمه با پرده‌های ثابتِ نیم‌پرده‌ای، برای بازنمایی تمام فواصل و ظرایف اجرایی موسیقی دستگاهی ساخته نشده است. این محدودیت واقعی است، اما به معنای ناممکن‌بودن اجرای موسیقی ایرانی روی گیتار نیست.

نوازنده می‌تواند با تغییر کوک، تنظیم، تکنیک دست چپ، خم‌کردن سیم (بِند) یا استفاده از سازهای تغییریافته به برخی فواصل موردنظر نزدیک شود. هر راه‌حل محدودیت‌های خودش را دارد: خم‌کردن سیم ممکن است در همهٔ سیم‌ها و محدوده‌های صوتی به یک شکل جواب ندهد؛ کوک جایگزین می‌تواند اجرای آکوردها یا تغییر مُد را دشوار کند؛ و پرده‌های ثابت امکان جابه‌جایی پیوستهٔ جایگاه صوتی را محدود می‌کنند.

تنظیم موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک توسط لیلی افشار

تنظیم موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک توسط لیلی افشار

همچنین فواصل اجرایی موسیقی ایرانی را نمی‌توان همیشه به ربع‌پرده‌هایی ثابت و هم‌اندازه فروکاست. اهمیت هر درجهٔ صوتی به مقام، جمله‌بندی، شیوهٔ اجرا و زمینهٔ موسیقایی وابسته است. بنابراین، سنجش موفقیت یک اجرای ایرانی روی گیتار به انتخاب رپرتوار و شیوهٔ اجرای نوازنده هم بستگی دارد.

چرا باخ، بتهوون یا شوپن برای گیتار قطعه ننوشتند؟

این پرسش گاهی بر پیش‌فرضی نادقیق تکیه دارد: گویی گیتار در همهٔ دوره‌ها همین ساختار، همین امکانات و همین جایگاه اجتماعی را داشته است. در واقع، ساز در گذر زمان از نظر ساختار، کوک، اندازه و شیوهٔ استفاده تغییر کرده و جایگاهش در دربارها و سالن‌های کنسرت با پیانو یا ارکستر یکسان نبوده است. گیتار باروک، گیتار شش‌سیمهٔ رمانتیک و گیتار مدرن را باید در زمینهٔ تاریخی خودشان بررسی کرد.

آثار باخ برای لوت، سازهای کلاویه‌ای یا سازهای دیگر، صرفاً به این دلیل که امروزه روی گیتار اجرا می‌شوند، به آثار گیتار تبدیل نمی‌شوند. از سوی دیگر، کمتر بودن شمار آثار اصیل گیتار نسبت به آثار پیانو یا ارکستر به‌تنهایی نشانهٔ ضعف ذاتی ساز نیست. تاریخ سفارش آثار، شمار نوازندگان حرفه‌ای، بازار اجرا، جایگاه اجتماعی ساز و امکانات فنی هر دوره هم در شکل‌گیری رپرتوار نقش داشته‌اند.

اگر هدف، اجرای رپرتوار نوشته‌شده برای پیانو باشد، پیانو انتخاب معقول‌تری است. اما اگر پرسش دربارهٔ ظرفیت‌های بیانی گیتار باشد، بهتر است ساز را بر پایهٔ رپرتوار و امکانات خودش بسنجیم، نه فقط با شمار آثاری که آهنگسازان بزرگ برای سازهای دیگر نوشته‌اند.

آثار اصیل و تنظیم‌ها

تنظیم‌ها سهم مهمی در رپرتوار گیتار دارند. این موضوع مختص گیتار نیست؛ نوازندگان سازهای گوناگون در دوره‌های مختلف آثار یکدیگر را تنظیم کرده‌اند. گاهی تنظیمی چنان در اجرا و آموزش جا می‌افتد که به بخشی از هویت رپرتوار ساز مقصد تبدیل می‌شود.

برای بررسی هر قطعه، خوب است میان این دو وضعیت تفاوت بگذاریم:

  1. قطعه از ابتدا برای گیتار نوشته شده است.
  2. قطعه برای ساز دیگری نوشته شده و بعد آهنگساز یا تنظیم‌کننده‌ای آن را به گیتار منتقل کرده است.

کنسرتوهای گیتار ماریو کاستلنوو تدسکو و مالکوم آرنولد و آثاری مانند Homenaje از فایا و Nocturnal از بریتن نمونه‌هایی از آثاری‌اند که برای گیتار نوشته شده‌اند. بخشی از آثار پونسه و ویلالوبوس نیز جایگاهی مهم در رپرتوار اصیل گیتار دارند. در مقابل، Asturias آلبنیز در اصل اثری برای پیانو است که نسخهٔ گیتاری آن شهرت فراوان یافته است.

ارزش هنری نسخهٔ گیتار را می‌توان جداگانه سنجید، اما نسبت تاریخی آن با اثر اصلی باید روشن بماند. اینکه کدام نسخه زیباتر است تا حدی به سلیقهٔ شنونده بستگی دارد؛ در هر صورت، تنظیم‌ها امکان شنیدن یک اثر را در رنگ صوتی و بافتی تازه فراهم می‌کنند و بخشی از تاریخ رپرتوار گیتار را می‌سازند.

گیتار کلاسیک و ارکستر: مسئلهٔ حجم صدا

یکی از محدودیت‌های روشن گیتار کلاسیک، حجم و پرتاب صدای آن در برابر ارکستر است. این محدودیت را نباید با ارزش هنری ساز یکی گرفت: صدای کم‌تر به معنی موسیقی کم‌ارزش‌تر نیست، اما در بافتی ارکسترال و پرحجم ممکن است شنیده‌شدن خط گیتار دشوار شود.

در کنسرتو آرانخوئز، خواکین رودریگو رنگ‌آمیزی و بافت ارکستر را با توجه به ظرافت صدای گیتار شکل می‌دهد. راه‌حل این نیست که گیتار ناگهان به سازی بلندتر تبدیل شود؛ بافت ارکستر و نقش سازها باید شرایط شنیده‌شدن آن را فراهم کند. در سالن‌های بزرگ، بسته به آکوستیک، ترکیب ارکستر، جایگاه نوازنده و اندازهٔ سالن، تقویت صوتی ممکن است لازم یا سودمند باشد. تقویت باید با دقت انجام شود تا توازن حفظ شود و رنگ صدای ساز تا حد امکان طبیعی بماند.

شنیده‌شدن صدا فقط به عدد دسی‌بل وابسته نیست. وضوح صدای نوازنده، تعادل میان رجیسترها، دوام نت‌ها و آکوستیک سالن نیز در اینکه صدا چگونه به ردیف‌های دور برسد نقش دارند. بنابراین، به‌جای حکم کلیِ «صدای گیتار کم است»، باید پرسید گیتار در چه فضایی، کنار چه سازهایی و با چه شیوهٔ تقویتی شنیده می‌شود.

خواکین رودریگو، یکی از چهره‌های سرشناس تاریخ گیتار کلاسیک که خود نوازنده این ساز نبود.

خواکین رودریگو، یکی از چهره‌های سرشناس تاریخ گیتار کلاسیک که خود نوازنده این ساز نبود.

توانایی‌ها و محدودیت‌های گیتار کلاسیک

چندصدایی و استقلال خطوط

گیتار می‌تواند هم‌زمان ملودی و باس بنوازد و چند خط موسیقایی را در یک اجرا پیش ببرد. این قابلیت به نوازنده امکان می‌دهد برخی آثار چندصدایی را برای گیتار تنظیم کند و در آثار اصیل نیز بافت‌هایی مستقل بسازد.

بااین‌حال، گیتار «ارکستر قابل‌حمل» نیست. نوازنده شش سیم و تعداد محدودی انگشت در اختیار دارد و گسترهٔ صوتی ساز هم محدود است. برخی آکوردها یا فاصله‌ها دشوار یا ناممکن‌اند و دوام نت‌ها، در بسیاری از موقعیت‌ها، با سازهای کلاویه‌ای، آرشه‌ای یا بادی تفاوت دارد.

رنگ صوتی و بیان

محل نواختن روی سیم، زاویه و سطح تماس انگشت یا ناخن، شدت حمله و شیوهٔ رهاکردن سیم می‌توانند رنگ صدا را تغییر دهند. این ظرفیت به بیان‌پذیری گیتار کمک می‌کند، اما نتیجه به بدن، تکنیک و انتخاب نوازنده وابسته است. دو نوازنده ممکن است با سازهایی مشابه رنگ‌های صوتی متفاوتی بسازند.

جمع‌بندی

گیتار کلاسیک سازی با صدای ظریف، توانایی اجرای چندصدایی و دامنه‌ای از رنگ‌های صوتی است که سنت آموزشی و اجرایی گسترده‌ای دارد. رپرتوار آن هم آثار اصیل را در بر می‌گیرد و هم تنظیم‌هایی را که به گسترش این رپرتوار کمک کرده‌اند. گیتار کلاسیک در موسیقی‌های گوناگون به کار می‌رود، اما برای همهٔ سنت‌ها و کاربردها به یک اندازه مناسب نیست.

حجم صدای محدود در مقایسه با ارکستر، دوام نسبتاً کوتاه نت‌ها و دشواری اجرای بعضی فواصل از محدودیت‌های واقعی این سازند. هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی ارزش هنری گیتار را تعیین نمی‌کند. برای شناخت دقیق‌تر ساز، سه پرسش را جدا نگه داریم: این قطعه برای چه سازی نوشته شده است؟ گیتار در چه بافتی خوب عمل می‌کند؟ و شنونده در اجرای مشخص چه چیزی می‌شنود؟ پاسخ به این پرسش‌ها از ستایش یا تحقیر کلیِ گیتار مفیدتر است.

نوشتۀ بابک ولی‌پور

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *