آشنایی با رقص‌ها و سوئیت در موسیقی باروک

آشنایی با رقص‌های باروک و فرم سوئیت در موسیقی باروک

نوشتۀ بابک ولی‌پور

سوئیت یکی از مهم‌ترین فرم‌های سازی در موسیقی باروک است. سوئیتِ باروک مجموعه‌ای از رقص‌های باروک است که از دورهٔ رنسانس محبوب بودند و سپس در آغاز عصر باروک گسترش بیشتری یافتند. این فرم موسیقایی هم در زندگی عادی و هم در دربار پادشاهان اجرا می‌شده است. لوت‌نوازان فرانسویِ دورهٔ باروک آغازین، این رقص‌های باروک را بر اساس تنالیته‌ها سازمان‌دهی می‌کردند. آنها رقص‌ها با تنالیته‌های یکسان را در یک سوئیت رقص قرار می‌دادند. اغلب، پیش از این مجموعه‌ها یا همان سوئیت‌ها، یک پرلود می‌آمد که هم گام و هم حال و هوای موسیقیِ پس از خود را معرفی می‌کرد.

موسیقی باروک و خصوصاً رقص‌های باروک متعلق به سوئیت‌ها، جایگاه ویژه‌ای در رپرتوار نوازندگان گیتار کلاسیک دارد. برخی از سونات‌های دومنیکو اسکارلاتی، سوئیت‌های ویولنسل، ویولن، لوت و سازهای شستی‌دارِ یوهان سباستیان باخ، سونات‌های ویولنسلِ آنتونیو ویوالدی، و سوئیت‌های سازهای شستی‌دارِ گئورگ فریدریش هندل و آثار سیلویوس لئوپولد وایس با گیتار اجرا می‌شوند و محبوبیت فراوانی دارند. بیشتر این قطعات را رقص‌های باروک تشکیل می‌دهند.

شناخت بهتر از این فرم‌های رقص در موسیقی باروک به اجرای بهتر نوازندگان کمک می‌کند. حتی اگر این قطعات در قالب سوئیت رقص برای رقصیدن فیزیکی ساخته نشده باشند، مهم است که نسبت به آنها درکی تاریخی داشته باشیم.

فهرست محتوا

سوئیت رقص باروک

تا دورهٔ باروکِ متأخر، یعنی عصرِ یوهان سباستیان باخ، دومنیکو اسکارلاتی، آنتونیو ویوالدی و گئورگ فریدریش هندل، ترتیب بخش‌های سوئیت رقص تا اندازه‌ای تثبیت شده بود؛ هرچند همیشه استثناهایی نیز وجود داشت. ترتیب رایج یک سوئیت رقص معمولاً چنین بود:

  • آلماند (Allemande)
  • کورانت (Courante)
  • ساراباند (Sarabande)
  • ژیگ (Gigue)

آهنگسازان و اجراکنندگان، میان ساراباند و ژیگ، رقص‌های دیگری نیز اضافه می‌کردند که به سبب ویژگیِ آزاد و سرزنده‌شان، بعدها گالانتری (galanterie) نام گرفتند. بسیاری از این رقص‌ها همچنان در محافل و مراسم رقص جمعی اجرا می‌شدند؛ ازاین‌رو موسیقیِ آن‌ها نیز فرم‌های بنیادیِ همان رقص‌ها را حفظ می‌کرد.

گالانتری شامل گاووت، بوره و به‌ویژه منوئه بود. در آن زمان برخی از رقص‌های بسیار قدیمی‌تر، به‌خصوص آلماند، ساراباند و ژیگ، دیگر در رقص‌های جمعی اجرا نمی‌شدند. به همین دلیل، این قطعات در سوئیت از ریشه‌های اصلی خود تفکیک شده و کاملاً جنبه‌های موسیقایی پیدا کردند.

پرلود

نوازندگان لوت و هارپسیکورد فرانسوی در آغاز دورهٔ باروک، معماران اصلیِ پرلود بودند. پرلود، از اجزای اصلی سوئیت رقص محسوب نمی‌شد؛ این بخش تنها مقدمه‌ای برای سوئیت بود که به نوازنده (به‌ویژه لوت‌نواز) فرصت می‌داد ساز خود را با گامی که ادامهٔ سوئیت در آن اجرا می‌شد کوک کند، و نیز برخی از ایده‌هایی را که در رقص‌ها می‌آمد، معرفی می‌کرد.

پرلود در مقایسه با قطعات رقصِ پس از خود، که ساختاری بسیار منظم و اغلب متقارن داشتند، قطعه‌ای موسیقایی با خصلتی بسیار بداهه‌پردازانه‌تر بود.

رقص‌های اصلی باروک

آلماند (Allemande)

آلماند، که در زبان فرانسوی به معنای آلمانی است، از رقصی در دورهٔ رنسانس با همین نام پدید آمد. گونه‌های دیگر این نام عبارت‌اند از: Alman، Almaine و مانند آن‌ها. در ادامه، برخی ویژگی‌های رایج آلماند باروک آمده است:

  • آلماند، رقصی آلمانی در میزان ۴/۴ بود.
  • گرچه برخی تمپوی آن را متوسط می‌دانند، سرعت اجرایی آن در عمل بسیار متغیر بود؛ زیرا دیگر یک فرم موسیقی محسوب می‌شد و در عمل قرار نبود با آن رقصی صورت گیرد.
  • آلماند اغلب در فرمِ دوتایی (binary form) ساخته می‌شود؛ یعنی شامل دو بخش هم‌اندازه است که هر یک تکرار می‌شوند.
  • آلماندها تقریباً همیشه با یک آناکروز، یا ضربِ پیش‌آغازینِ کوتاه (pickup)، شروع می‌شوند.
  • هر بخش از آلماند اغلب با یک کودا پایان می‌یابد: عبارتی کوتاه و تکمیلی که پس از کادانس نهایی می‌آید.

کورانت (Courante)

کورانت، به معنای دویدن، در اصل رقصی فرانسوی یا ایتالیایی بود؛ نوع ایتالیاییِ آن Corrente نام داشت.

  • کورانت در میزان ۳/۲ بود.
  • گونهٔ ایتالیایی، یعنی کورنته، معمولاً رقصی بسیار تند بود؛ درحالی‌که کورانت فرانسوی تمپویی معتدل‌تر داشت.
  • این رقص نیز در فرم دوتایی ساخته می‌شد.
  • در آن استفاده از ریتم‌های نقطه‌دار بسیار رایج بود.
  • کورانت‌ها نیز معمولاً با آناکروز، یا ضربِ پیش‌آغازین، شروع می‌شدند.

ساراباند (Sarabande)

به نظر می‌رسد در آغاز، ساراباند رقصی تند از اسپانیا بوده که آن را شهوت‌انگیز توصیف کرده‌اند. اما در جریان دورهٔ رنسانس، این رقص به رقصی رسمی و تشریفاتی تبدیل شد که حال‌وهوایی جدی‌تر و اندوهگین‌تر پیدا کرد.

  • در دورهٔ باروک، ساراباند تقریباً همیشه رقصی بسیار آهسته بود.
  • معمولاً در میزان ۳/۴ یا ۳/۲ نوشته می‌شد.
  • ساراباند نیز فرمی دوتایی داشت و بخش دوم آن معمولاً طولانی‌تر بود.
  • ساراباندها معمولاً آناکروز یا ضربِ پیش‌آغازین ندارند.
  • در ساراباند، تأکیدی ظریف بر ضرب دوم وجود دارد.

ژیگ (Gigue)

ژیگ از رقصی متعلق به دورهٔ رنسانس در بریتانیا، با نام جیگ (jig)، پدید آمد. جیگ‌های بریتانیایی امروز هم بخشی از رپرتوار نوازندگانی را تشکیل می‌دهد که به موسیقی قدیم علاقه دارند. همانند آلماند، ژیگ نیز به فرمی مستقل با سبک‌های متنوع در موسیقی باروک تبدیل شد و صرفاً برای همراهی با رقص ساخته نمی‌شد. در دورهٔ باروک متأخر، ژیگ اغلب رقصی بسیار سریع و پرهیجان بود که نقش پایان‌بندی سوئیت رقص را ایفا می‌کرد.

  • ژیگ اغلب در میزان‌های سه‌ضربی، و به‌کرات در میزان‌های ترکیبیِ سه‌ضربی مانند ۶/۸ یا ۱۲/۸ نوشته می‌شد.
  • ژیگ معمولاً از نظر تمپو رقصی تند بود.
  • ژیگ‌ها اغلب دارای کنترپوان‌اند؛ یعنی چند خط ملودیکِ مستقل در آن‌ها بسط پیدا می‌کنند. البته ژیگ‌های ایتالیایی بافت ساده‌تری دارند.
  • ژیگ‌ها تقریباً همیشه در فرم دوتایی ساخته می‌شوند و معمولاً دو بخش آن‌ها از نظر طول، به یکدیگر نزدیک‌ترند.
  • یکی از الگوهای ریتمیکِ رایج در ژیگ، در شکل‌های گوناگون، چنین است: کشیده ـ کوتاه ـ کشیده ـ کوتاه ـ کشیده.

گالانتری (Galanterie)

لوت‌نوازان فرانسویِ دورهٔ باروکِ آغازین، میان ساراباند و ژیگ، قطعات رقصِ دیگری نیز با حال‌وهوایی آزادتر و سرزنده‌تر می‌افزودند. این قطعات عبارت بودند از: منوئه، بوره، گاووت، لور، شاکون و پاساکالیا، پولونز، پاس‌پیه و آریا. در ادامه، تنها چند مورد از آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

منوئه (Minuet)

منوئه در اصل رقصی فرانسوی است و احتمالاً نام آن از خودِ فرم رقص گرفته شده است: pas menus، به معنای گام‌های کوچک؛ به‌ویژه در ضربِ قویِ میزان.

ویژگی‌های دیگرِ این رقص، که محبوب‌ترین رقصِ دورهٔ باروک به شمار می‌آید، عبارت‌اند از:

  • منوئه در میزان سه‌ضربی، معمولاً ۳/۴، نوشته می‌شد.
  • منوئه‌ها در فرم دوتایی بودند و اغلب همراه با مینوئهٔ دومی اجرا می‌شدند. بعدها، مینوئهٔ دوم به تریو تبدیل شد و بدین‌ترتیب فرم سه‌بخشیِ منوئه ـ تریو ـ منوئه شکل گرفت. هنگام ترکیب دو منوئه، آن‌ها در قالب فرم سه‌بخشی اجرا می‌شدند: A (منوئهٔ اول) – B (منوئهٔ دوم) – A (منوئهٔ اول). با این حال، هر یک از این سه بخش همچنان ساختار دوتایی خود را حفظ می‌کرد. بعدها در قرن نوزدهم، اجراکنندگان در بازگشتِ دوم به مینوئهٔ اول، تکرارها را حذف کردند.
  • مانند بیشتر رقص‌های گالانتری (و برخلاف فرم‌های موسیقایی جدی‌تر و بسط‌یافتهٔ آلماند، ساراباند و ژیگ) عبارت‌های موسیقایی در منوئه متقارن و هم‌اندازه بودند؛ اغلب هر عبارت هشت میزان طول داشت.
  • تمپوها متفاوت‌اند؛ گونهٔ ایتالیایی‌ترِ منوئه (که اغلب در سوئیت‌های سازهای شستی‌دارِ هندل دیده می‌شود) بسیار سریع‌تر از همتایان آلمانی و فرانسوی است.

جالب است بدانید که منوئه به سمفونی‌ها هم راه پیدا کرد و موتزارت، بتهوون و هایدن منوئه را در ساختار مهمترین فرم ارکسترال تاریخ موسیقی به کار گرفتند.

بوره (Bourrée)

بوره رقصی زنده و پرتحرکِ فرانسوی بود که شباهت زیادی به گاووت داشت. بوره از گاووت سرزنده‌تر و اغلب کوتاه‌تر از آن است. بنابراین، برخی ویژگی‌های مشترک میان آن‌ها دیده می‌شود.

  • بوره در میزان ۲/۲ نوشته می‌شد.
  • بوره‌ها با آناکروز یا ضربِ پیش‌آغازین شروع می‌شوند که معمولاً به اندازهٔ یک نت سیاه است؛ هرچند گاهی این پیش‌آغاز می‌تواند به اندازهٔ یک نت چنگ، یا حتی دولاچنگ، باشد.
  • بوره، مانند بیشتر رقص‌های محبوبِ گالانتری، در فرم دوتاییِ ساده و با عبارت‌های هم‌اندازه و متقارن ساخته می‌شد.
  • این رقص شامل توالی‌ای از گام‌های سریع بود که پا دو بوره (pas de bourrée) نام داشت.
  • ریتم آن اغلب از توالی یک نت کشیده و سپس دو نت کوتاه‌تر تشکیل می‌شود. گاهی در یک سوئیت دو بوره در کنار هم می‌آید و بعد از پایان بوره دوم دوباره بوره اول اجرا می‌شود.

    رقص بوره‌ از لوت سوییت شماره 1 اثر یوهان سباستین باخ تنظیم شده برای گیتار کلاسیک

    رقص بوره‌ از لوت سوییت شماره 1 اثر یوهان سباستین باخ تنظیم شده برای گیتار کلاسیک

گاوت (Gavotte)

گاوت رقصی فرانسوی بود که تا سراسر قرن هجدهم همچنان رقصیده می‌شد؛ ازاین‌رو حتی آهنگسازانی متعلق به باروک متأخر، مانند یوهان سباستیان باخ با فرم این رقص آشنایی داشتند. گاوت ویژگی‌های زیر را دارد:

  • گاوت معمولاً در میزان ۲/۲ نوشته می‌شد که گاهی به‌سادگی با علامت ۲ نشان داده می‌شد. گاه نیز در میزان ساده، یعنی ۴/۴، دیده می‌شود.
  • گاوت به‌طور مشخص با یک آناکروزِ نیم‌میزانی (معمولاً برابر با دو ضرب کامل) آغاز می‌شود؛ ازاین‌رو تأکیدی ویژه بر ضرب سوم دارد. همچنین، عبارت‌های موسیقایی در میانهٔ میزان پایان می‌یابند.
  • گاوت‌ها معمولاً در فرم دوتاییِ ساده‌اند.
  • گاوت، همانند مینوئه و بوره، اغلب به‌صورت جفت می‌آید. دو گاووت در کنار هم، همچون منوئه‌ها و گاهی بوره‌ها، فرمی سه‌بخشی‌تر به شکل A–B–A پیدا می‌کنند.
  • گاوت رقصی با بافتی ساده محسوب می‌شود و اغلب، پیچیدگی‌های الماند یا کورانت در ساختار آن دیده نمی‌شود.

شاکون و پاساکالیا (Chaconne and Passacaglia)

شاکون و پاساکالیا هر دو در اصل رقص‌هایی اسپانیایی‌اند و از نظر موسیقایی دارای یک باسِ پایه و مجموعه‌ای از واریاسیون‌ها هستند. این دو فرم پیوندی بسیار نزدیک با یکدیگر دارند و گاهی تشخیصشان از هم سخت است. شاکون مشهور یوهان سباستین باخ از پارتیتای شماره ۲ ویولن و پاساکالیا برای کیبورد از هندل دو قطعه محبوب بسیاری از موسیقی‌دوستان و خصوصاً علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک است.

  • شاکون، بسیار شبیه ساراباند، در آغاز رقصی تند پنداشته می‌شد؛ اما بعدها به فرم آهسته‌ترِ خود تحول یافت.
  • پاساکالیا به معنای قدم‌زدن در خیابان است و گمان می‌رود که در ابتدا قطعه‌ای میان‌پرده میان رقص‌های دیگر بوده باشد. پاساکالیا در باروک آغازین به فرمی آهسته بر پایهٔ باسِ ثابت و واریاسیون‌ها تبدیل شد.
  • شاکون و پاساکالیا هر دو در میزان سه‌ضربی، معمولاً ۳/۴، هستند.
  • هر دو اغلب از ضرب دوم میزان آغاز می‌شوند.
  • باسِ پایه یا اولیه (یعنی یک خط باس ساده و آهسته) در هر دو معمولاً چهار میزان طول دارد.
  • پس از باس پایه یا تم آغازین، مجموعه‌ای از واریاسیون‌ها می‌آید.

لور (Loure)

لور رقصی فرانسوی بود که به ژیگ آهسته نیز مشهور است.

  • لور نیز دارای ریتم‌های کشیده ـ کوتاه است که اغلب به صورت ریتم‌های نقطه‌دار ظاهر می‌شوند.
  • لور اغلب با آناکروز آغاز می‌شود؛ آناکروزی که سپس تأکید را بر ضرب اول قرار می‌دهد.
  • لور رقصی آهسته بود که اغلب در میزان ۶/۴ نوشته می‌شد.
  • این رقص حالتی تاب‌دار و نوسانی داشت و بسیار سبک‌بال بود.

 


نوشتۀ بابک ولی‌پور

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *