تاملاتی درباره یادگیری و تمرین موسیقی

  1. با موسیقی می‌توان مشهور شد و کسب درآمد کرد اما بیش از هرچیز باید آن را به عنوان پاسخی به نیازهای درونمان دنبال کنیم.
  2. برای یادگیری موسیقی نباید زمان و شرایط را بهانه کرد. وقت کافی، حال خوب، شرایط مساعداز راه نمی‌رسد مگر آنکه علایقمان را در زیست خود وارد کنیم.
  3. نواختن یک ساز به خودی خود ما را بافرهنگ و هنرمند نمی‌کند؛ به واسطه موسیقی می‌توان با انسان‌ها و محیط‌هایی برخورد کرد که در رشد فرهنگی ما اثر گذارند.
  4. پرداختن به موسیقی ما را اهل دادوستد اندیشه می‌کند. هرچند هرجمعی پذیرای موسیقی جدی و فکر شده نیست اما می‌توان به واسطه موسیقی جمع‌هایی دغدغه‌مند ایجاد کرد. موسیقی کسی را منزوی نمی‌کند.
  5. هرچه در نوازندگی پیش برویم، شنونده بهتری خواهیم شد.
  6. یادگیری موسیقی نیازمند تلاش، صبر و صرف زمان است اما این را نباید با آسیب رساندن به ذهن و جسم یکی دانست. برای مثال : درد در بدن نتیجه تمرین اشتباه است نه نشانه‌ای برای تاثیر تلاش و رشد در تکنیک. تحقیر و توهین معلم به بهانه دلسوزی و سختگیری هرگز پذیرفتنی نیست، آن را عادی تلقی نکنیم.
  7. همکاری با معلم خوب و داشتن ساز گرانبها می‌تواند انگیزه‌بخش باشد اما پشتکار و تداوم در تمرین از آن مهمتر است. مهم این نیست که بهترین ساز دنیا را دارید، از خود بپرسید که با آن ساز چه می‌کنید؟
  8. رقابت با خود مهمتر از رقابت با دیگری است. اگر با برنامه‌ریزی صحیح در مسیر رشد موسیقایی قرار بگیریم، رقابت با دیگران نیز موثرتر خواهد بود.
  9. برای یک علاقه‌مند به موسیقی، پی نگرفتن آن یک بی‌عدالتی بزرگ محسوب می‌شود. نسبت به خود عادلانه رفتار کنیم.

نوشته بابک ولی‌پور

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار