آکوردها و ریتم‌نوازی در گیتار کلاسیک (۱)

نوشته‌ی بابک ولی‌پور

 

ریتم نوازی روی آکوردها و همراهی با آواز مرسوم‌ترین کاربردی است که عموم مردم برای گیتار متصور هستند. فارغ از نوع گیتار و سبکی که می‌نوازید از شما به عنوان گیتاریست انتظار می‌رود با ریتم نوازی آشنا باشید. آیا این انتظار نابه‌جایی است؟ به هیچ عنوان!

نوازندگان گیتارهای الکتریک، آکوستیک و فلامنکو ارتباط خوبی با ریتم‌نوازی دارند. بسیاری از آنها همراهی با آواز را به شکل‌های مختلف تجربه می‌کنند و برخی از تمریناتشان به شناخت آکوردها و انواع ریتم‌نوازی مربوط است. در مورد گیتار کلاسیک اما وضعیت متفاوت است. گیتاریست کلاسیک همواره در تلاش است تا قطعاتی را که در رپرتوار این سبک دارای اهمیت هستند تمرین کند و در زمینه تکنیک نیز مسیر رو به رشدی داشته باشد.

خوب است در اینجا دو مورد را از هم تفکیک کنیم. مورد اول شناخت آکوردهاست و مورد دوم ریتم‌نوازی به آن شکل که برای همراهی آواز یا برای ساختن تسلسل‌های دلنشین و حرکات ماهرانه انگشت‌ها و دست استفاده می‌شود.

قطعات گیتار کلاسیک آمیخته با آکوردها و آرپژها است. هر نوازنده‌ای پس از آشنایی با سردسته‌ی گیتار تمرینهایی را در وسط و انتهای دسته‌ی ساز انجام می‌دهد. در ابتدا شناخت نت‌ها در سرتاسر دسته به عنوان یک اولویت در برنامه آموزشی قرار می‌گیرد. نوازنده تلاش می‌کند با کمک گام و اتودها شناخت خود را از نت‌ها و اجرای آنها تقویت کند. در تمام این مسیر آموزشی می‌توان و باید آکوردها را مد نظر داشت. در ابتدا که نوازنده تنها با نت‌های سردسته کار می‌کند می‌توان انگشتهای دست راست را عادت داد تا همزمان چند نت را اجرا کنند و برخی آکوردها را با دست چپ گرفت. در این مرحله تولید صدای خوب و وصل نتها به هم مهمتر از دانستن نام آکورد است. وقتی انگشتها به گرفتن و ضربه زدن همزمان چند نت عادت کرد می‌توان چند آکورد پرکاربرد نظیر C (دو ماژور)، G (سل ماژور)، Dm ( رمینور)، Am (لا مینور)، A (لا ماژور)، G7 (سل هفت)، Em (می‌ مینور) و … را همراه با نامشان یاد گرفت. لازم نیست حتما مراحل مقدماتی را پشت سر گذاشته باشید تا متوجه اهمیت آکوردها در اجرای قطعات شوید بلکه از همان ابتدا پی خواهید برد که اگر آکوردها را به صورت مجزا در تمرینات خود داشته باشید به محض آنکه در قطعات با آنها مواجه شوید دقیقتر و راحت‌تر آن بخش را خواهید نواخت. اما به یاد داشته باشید که آکوردها به شکل‌های مختلف روی گیتار ساخته می‌شوند و بسیار گسترده‌تر از چندتایی هستند که در سر دسته گیتار معرفی می‌شود.

گیتاریست کلاسیک بیشتر از نوازندگان برخی دیگر از سبک‌ها درگیر آکوردهاست؛ کافی است نگاهی به قطعات سور، جولیانی، تارگا و ویلالوبوس بیندازید. تفاوت کار او با دیگر نوازندگانِ دیگر سبکها این است که او آکوردها را بر اساس نتی که برایش نوشته شده اجرا می‌کند و معمولا درگیر نام آکوردها نمی‌شود.

در سبکهایی که اکوردها را با نام مشخص می‌کنند – اغلب با استفاده از حروف انگلیسی- آکوردها همراه با نام یاد گرفته می‌شوند اما در گیتار کلاسیک نوازنده ممکن است قطعه‌ای مملو از آکورد را بنوازد بی آنکه به نام آنها فکر کرده باشد. در دوره‌های مختلف موسیقی کلاسیک، آکوردهای متنوعی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. برای دانستن نام آکوردها نوازنده باید آموختن تئوری موسیقی را در برنامه خود داشته باشد. تسلط بر تئوری موسیقی برای هر نوازنده‌ی جدی موسیقی کلاسیک امری ضروری است. آنچه از واژه «آکورد» در موسیقی مراد می‌کنیم دلالت‌های گسترده‌ای را به پیش می‌کشد. مثلا در تعریف آکورد C (دو ماژور) می‌گوییم: آکوردی که از نت‌های دو، می و سل تشکیل شده است. شاید در اجرای این آکورد روی گیتار به منظور همراهی با ترانه یا ریتم نوازی صرف چندان مهم نباشد که هر نت چند بار صدا می‌دهد یا نت پایه و پنجم در کدام بخش صدایی می‌آید. اما اگر در قطعه‌ای مثلا از ساخته‌های باخ بخواهیم آکورد دو ماژور بنوازیم باید بر اساس نتی که نوشته شده آن را انگشت گذاری کنیم نه اینکه به تشخیص خود آن را تغییر دهیم. هرچند در گیتار کلاسیک هم می‌توان در تنظیم‌های مختلف با آکوردها منعطف برخورد کرد اما این میزان بسیار کمتر از سبک‌های جز، راک و پاپ است.

یکی از نکات مثبت شناخت آکوردها، انگشت‌گذاری است. وقتی شما ساختار دسته‌ی گیتار را خوب بشناسید و بدانید که گام‌ها و آکوردهای مختلف چطور اجرا می‌شوند، در اجرای قطعات با امکان‌های بیشتری برای انگشت‌گذاری مواجه هستید. کافی است حین نواختن درباره آکوردها و شیوه صدادهی ‌شان از خود سوال کنید. این موضوع تاثیر مستقیمی بر موزیکالیته دارد. گاه پیش می‌آید در یک قطعه چند آکورد به دنبال هم می‌آیند و نوازنده درست نمی‌داند که با آنها چه کند! هرچند او نت‌ها را می‌شناسد و احتمالا مشکلی با دست چپ ندارد اما نمی‌داند از نظر دینامیک و جمله بندی چه کند. یکی از راه حل‌ها قطعا شناخت بهتر اکوردهاست.

در همراهی آواز با گیتار به آن شیوه که در کشور ما پاپ نامیده می‌شود، نوازندگان تعدادی آکورد را برای آثار متعدد تکرار می‌کنند. برای آنها آکوردها به دو دسته کلی تقسیم می‌شود:
۱) آکوردهای سردسته ۲) آکوردهای باره دار

در قطعات گیتار کلاسیک علاوه بر این دو دسته، گیتاریستها با آکوردهای متنوعی در طول دسته نیز مواجه هستند که لزوما باره‌دار نیستند. برای یادگیری این دسته از آکوردها پیشنهاد می‌کنم هر آکورد را در قطعه با ذکر نام آن تمرین کنید و حتی در مورد امکانهای مختلف اجرای آن روی دسته از خود سوال کنید. هرچقدر آکوردها متنوع و متعدد باشند، با تکرار و دسته بندی می‌توان آنها را شناخت.

در اتودهای مشهور گیتار کلاسیک، از لئو بروور و ویلالوبوس گرفته تا سور، کارکاسی و جولیانی با آکوردهای مختلفی سر و کار داریم که می‌توانند در حکم تمرین‌های مناسبی برای آکوردشناسی و شناخت بهتر دسته گیتار باشند.

ادامه دارد…

۲ دیدگاه‌

  1. Ali naji گفت:

    سپاس از شما جناب ولی پور عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *